عزت فرهنگی در کلام امام حسین (علیهالسلام)
به مناسبت فرارسیدن ماه محرم |
 |
عزت فرهنگی در کلام امام حسین (علیهالسلام)
عزت و ذلت دو واژه متضاد هستند. انسانها از واژه عزت و مفهوم آن لذت میبرند و آرزو دارند در خانواده، جامعه، دنیا و ... عزیز باشند و در برابر، با شنیدن واژه ذلت و پی بردن به مفهوم آن، از اینکه روزی به چنین سرنوشتی گرفتار شوند احساس وحشت میکنند.
معنا و ارزش عزت
عزت حالتی روحی در انسان است که مانع شکست خوردن وی میشود.(1) به عبارتی دیگر به معنای برتری و شکستناپذیری است.(2)
بدینسان در واژه عزت، غلبه و برتری نهفته است. حال اگر این عزت بالاصاله باشد، چنان که در خداوند است، قدرت بلامنازع خواهد بود و اولیای الهی به میزان ارتباطشان با خداوند از این قدرت برخوردار میباشند.
واژه عزت و عزیز در قرآن بیش از 112 مورد به کار رفته است، ولی خداوند به صراحت اعلام میفرماید که «فانّ العزة لله جمیعا»(نساء/139)؛ بدون تردید تمام عزت نزد خداوند است، اگر دیگران از این نعمت برخوردار میباشند به دلیل ارتباط با خداوند است.
لذا امام حسین(علیهالسلام) عزت را تنها در پیوند با خداوند میبیند. به بعضی از بخشهای دعای مشهور عرفه توجه کنید:
«انت الذی اعززت» (3)؛ ای خدای من، این تویی که عزت دادهای.
«و ذلیلاً فاعزّنی» (4)؛ این خداست که منِ ذلیل را عزیز کرده است.
«فاولیائه بعزّته یعتزّون»(5)؛ اولیای خداوند از عزت او طلب عزت میکنند.
عزت در اندیشه امام حسین(علیهالسلام) هدفی است که دستیابی به آن، ارزش جان نثاری و کشته شدن در راه آن را دارد. وی میفرماید:
«لیس شأنی شأن من یخاف الموت. ما اهون الموت علی سبیل نیل العزّ و احیاء الحقّ، لیس الموت فی سبیل العزّ الاّ حیاة خالدة و لیست الحیاة مع الذلّ الاّ الموت الذی لا حیاة معه.»(6)
شأن و منزلت من، شأن و منزلت کسی نیست که از مرگ بترسد. چقدر آسان است مرگ برای رسیدن به عزت و زنده کردن حق. مرگ در راه رسیدن به عزت نیست، جز زندگی ابدی و زندگی با ذلت چیزی نیست جز مرگ تدریجی.
امام حسین(علیهالسلام) در سخن دیگری سرمایهگذاری برای رسیدن به عزت را چنین وصف میکند:
«موت فی عزّ خیر من حیاة فی ذلّ» (7)؛ مرگ در راه رسیدن به عزت از زندگی با ذلت بهتر است.
عزت و ذلت دو واژه متضاد هستند. انسانها از واژه عزت و مفهوم آن لذت میبرند و آرزو دارند در خانواده، جامعه، دنیا و ... عزیز باشند و در برابر، با شنیدن واژه ذلت و پی بردن به مفهوم آن، از اینکه روزی به چنین سرنوشتی گرفتار شوند احساس وحشت میکنند.
عزت فرهنگی در کلام امام حسین(علیهالسلام)
جامعه اسلامی، جامعهای است که بر اساس یک سلسله افکار و اندیشههای دینی برخاسته از اعتقاد به توحید در همه ابعاد آن شکل بگیرد و در مقام رفتار، ملتزم به یک سلسله ارزشها و اصول باشد که لازمه آن سلسله عقاید و باورها میباشد. بیشترین وجه تمایز یک جامعه دینی با جامعه غیردینی در آداب، رسوم، سلوک و رفتار افراد جامعه با خود و دیگران و در یک جمله در فرهنگ آن میباشد، به طوری که اگر فرهنگ دینی از جامعهای رخت بربندد و به جای آن در رفتار مردم فرهنگ غیردینی حاکم باشد نمیتوان آن جامعه را دینی شمرد؛ گرچه همه آن افراد خود را دیندار بپندارند.
پایبندی به فرهنگ دینی یا استحاله فرهنگی مسئله عصر امام حسین(علیهالسلام) یا مسئله امروز و فردای جامعه ما نیست، بلکه درگیری اساسی میان رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) و مخالفان آن حضرت نیز در اینگونه مسائل بود.
الف- حمایت از دین
بر اساس آیات و روایات هر مسلمانی موظف است در مقام اندیشه و عمل به دستورات دین و سنت رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) پایبند باشد و تمام تلاش خود را برای ترویج و گسترش این اندیشه به کار گیرد، چرا که رواج دین و پایبندی به آن یکی از شاخصههای اصلی تمایز جامعه دینی است، چنان که امام حسین (علیهالسلام) حمایت از دین را یک وظیفه و مایه عزت مسلمانان میداند. به کلام سیدالشهدا در آخرین ساعات زندگی حضرتش در این جهان توجه کنید:
«این رسول خداست - که درود خدا بر او و خاندان او باد - و این شهیدان راه خدایند که منتظر آمدن شمایند و آمدن شما را به یکدیگر بشارت میدهند. بنابر این از دین خدا و دین پیامبرش دفاع کنید.»(8)
حمایت از دین، نخست پذیرش آن در مقام اندیشه و پایبندی به آن در مقام گفتار و رفتار میباشد و در مرحله بعد تبلیغ و ترویج اندیشههای دینی و در حوزه سیاسی تلاش برای استقرار حاکمیت قوانین دینی در ساختار اداری و قانونگذاری و قضایی است.
ب- حمایت از اهل بیت(علیهمالسلام)
بر اساس حدیث ثقلین و روایات دیگر، رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) برای هدایت خلق به سوی خدا بعد از خودش به دستور خداوند، کتاب خدا و اهل بیت خود را به عنوان مفسران وحی الهی که علم آن را از رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) به ارث بردهاند، به عنوان امانت در بین امت نهاده است و خداوند در قرآن، محبت خاندان رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) را به عنوان پاداش رسالت آن حضرت میداند و میگوید:
«قل لا اسئلکم علیه اجرا الاّ المودّة فی القربی» (شوری/23)؛ بگو من در ازای رسالتم پاداشی جز محبت خویشاوندان از شما طلب نمیکنم.
حمایت از دین، نخست پذیرش آن در مقام اندیشه و پایبندی به آن در مقام گفتار و رفتار میباشد و در مرحله بعد تبلیغ و ترویج اندیشههای دینی و در حوزه سیاسی تلاش برای استقرار حاکمیت قوانین دینی در ساختار اداری و قانونگذاری و قضایی است.
در روایات فراوانی که از طریق شیعه و سنی نقل شده محبت به خاندان رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) و دفاع از آنان و تلاش برای رفع مشکلات آنان مورد تأکید قرار گرفته است که به عنوان نمونه به یک روایت اشاره میکنیم:
«پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) فرمود: در قیامت برای چهار گروه شفاعت میکنم: کسی که فرزندانم را احترام کند. کسی که خواستههای آنان را برآورد. کسی که هنگام نیاز آنان برای رفع نیازشان تلاش کند و کسی که آنان را دوست داشته باشد و این دوستی را با قلب و زبان ابراز کند.»(9)
امام حسین(علیهالسلام) درباره این شاخصه عزت در روز عاشورا در آن شرایط دشوار که هیچ امیدی به شکست نظامی دشمن وجود نداشت، به یاران و اصحاب خود فرمود: «ذبوا عن حرم الرسول»(10)؛ از خاندان پیامبرتان دفاع کنید.
عاشورائیان در عاشورا از حرم رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) دفاع کردند و زینبیان امروز باید از مکتب اهل بیت(علیهمالسلام) دفاع کنند و امیدواریم که آخرین بازمانده خاندان رسول خدا، حضرت مهدی(علیهالسلام و عجل الله فرجه) قیام جهانی خود را آغاز کند تا عاشقان اهل بیت(علیهمالسلام) در کنار حضرتش به دفاع از او و اندیشههای الهیاش بپردازند و به این وظیفه خود نیز جامه عمل پوشند.
ج- زنده کردن کتاب خدا
قرآن کتابی است که برای هدایت جامعه بشری به سوی خداوند نازل شده است. گرچه خواندن قرآن با تدبر وظیفه هر مسلمانی است، ولی صرف خواندن آن زنده کردن آن نیست. زنده کردن قرآن این است که حاکمیت در جامعه اسلامی از آنِ قرآن باشد، به طوری که اگر مسلمانان به وظایف فردی خود عمل کنند، ولی حاکمیت سیاسی در اختیار قرآن نباشد و قرآن در ساختار قانونگذاری و اداری و قضایی کشور نقشی نداشته باشد، از منظر امام حسین(علیهالسلام) در چنین جامعهای قرآن مرده است و باید برای زنده کردن آن تلاش کرد، چه این که عزت مسلمانان در زنده نگهداشتن قرآن است.
د- زنده کردن سنت رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله)
سنت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) یعنی مجموعه گفتار، رفتار و کردار و تاییدات آن حضرت برای مسلمانان لازم الاتباع است و مسلمانان موظفند ضمن پایبندی به سنت پیامبر اکرم در همه ابعاد آن را زنده کنند. در نگاه امام حسین(علیهالسلام) در جامعه اسلامی اگر مسلمانان در حوزه وظایف فردی به سنت رسول خدا عمل کنند، ولی در حوزه سیاسی حاکمیت در اختیار پیروان پیامبر اکرم نباشد و در آن عرصه به سنت نبوی عمل نشود، در این جامعه سنت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) مرده است و باید برای زنده کردن آن تلاش کرد.
در عصر امام حسین (علیهالسلام) شاید بیشتر مسلمانان در حوزه فردی به کتاب و سنت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) عمل میکردند، ولی بیگمان حاکمیت سیاسی در اختیار حاکمان بنیامیه بود؛ حاکمانی که ساختار سیاسی کشور را از فرهنگ دینی و کتاب خدا و سنت رسول خدا بیگانه کرده بودند. در چنین جامعهای امام حسین(علیهالسلام) برای زنده کردن کتاب خدا و سنت رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) قیام میکند و از مردم میخواهد که در این زمینه او را یاری کنند تا بتواند جامعه را به راه راست رهنمون سازد. در این زمینه به یکی از نامههایی که حضرتش به سران بصره نوشته است توجه کنید:
«این نامهام را برایتان فرستادم. من شما را به کتاب خدا و سنت رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) دعوت میکنم. بدون تردید سنت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) مرده است؛ بنابر این اگر به پیامم پاسخ مثبت دهید و از دستوراتم اطاعت کنید شما را به سوی سعادت و خوشبختی هدایت میکنم.»(11)
ه- نابودی بدعتها
ویژگی مهم جامعه اسلامی رواج نشانههای دین در همه ابعاد جامعه است. در فرهنگ دینی به افرادی که با پوشش دین، برای نابودی دین تلاش میکنند منافق گفته میشود و اندیشههای آنان را که به نام دین در جامعه منتشر میکنند، ولی این اندیشهها مبنای دینی ندارد بدعت مینامند.
امام حسین (علیهالسلام) نابودی بدعتها را وظیفه مسلمانی و یکی از شاخصههای عزت فرهنگی میداند و از همه میخواهد که او را برای نابودی بدعتها یاری کنند. او در یکی از نامههایی که برای سران بصره نوشت و از آنان خواست که او را در این قیام یاری کنند میفرماید:
«اما بعد، فانّی ادعوکم الی احیاء معالم الحقّ و اماتة البدع، فان تجیبوا تهتدوا سبل الرشاد»(12)؛ بعد از سلام، همانا من شما را به زنده کردن نشانههای حق و میراندن بدعتها دعوت میکنم. بنابر این اگر به پیام من پاسخ مثبت دهید به سعادت و خوشبختی رهنمون خواهید شد.
"سید محمد مرتضوی"
پینوشتها:
1ـ مفردات راغب، ص 333.
2ـ لسان العرب، ج 5، ص 374.
3ـ دعای عرفه.
4ـ همان.
5ـ همان.
6ـ نهجالشهادة، ص 225/ ادب الحسین و حماسته، ص 169.
7ـ نهجالشهادة، ص 332/ بحارالانوار، ج 44، ص 192.
8ـ نهج الشهادة، ص 148/ اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات/ ج 2 ص 266/ ادب الحسین و حماسته، ص 170.
9- بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص 70.
10ـ نهجالشهادة، ص 148/ اسرارالشهادات، ج 2، ص 266.
11ـ بحارالانوار، ج 44، ص 340/ نهجالشهادة، ص 280/ تاریخ طبری، ج 4، ص 266.
12ـ نهجالشهادة، ص 276.
انتهای پیام
|