اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان فردوس
Skip Navigation Links

   مقالات - مصاحبه ۱۰:۱۸     بازدید:۲۱۵        کدمطلب:۹۱۱۲۶۳                 ارسال این مطلب به دیگران  
 

وحدت در انديشه امام خميني رضوان الله عليه
شناخت مواضع و ديدگاههاي مردي که خود منادي وحدت امت اسلام در عصر ...

وحدت در انديشه امام خميني رضوان الله عليه

شناخت مواضع و ديدگاههاي مردي که خود منادي وحدت امت اسلام در عصر خويش بود و بر همين مبنا نيز موفق به پايه گذاري نظام الهي در بخشي از قلمرو سرزمينهاي اسلامي شد، راهگشاي مطمئني براي رهروان اين مسير خواهد بود.
فطرت الهي بشر بر گرايش به توحيد استوار است و عقل و خرد آدمي نيز در تمامي ادوار زندگي بشر آنجا که به غرضها و تمايلات نفساني و شيطاني آلوده نگشته است بر همين گرايش حکم کرده و منازعات و پراکندگيها و تفرقه ها را خلاف مصلحت جوامع انساني و گاهي در مسير انحطاط دانسته است. انبياي الهي از آدم تا خاتم –صلوات الله عليهم– نيز اساس دعوت ديني خويش را بر توحيد و نفي مظاهر شرک و ثنويت و تثليث و نفاق در همة ابعاد آن قرار داده اند. اعتقاد به توحيد، نهايي ترين مرز اسلام و کفر است.
تمامي مشرب هاي فلسفي، عرفاني و اخلاقي و کلامي و تربيتي اسلام، وحدت نگري در عالم هستي و اجزاء آن را جزئي تفکيک ناپذير از نحلة خويش قرار داده اند. و البته بر اهل تحقيق پوشيده نيست که گرايش به وحدت حقيقي در جامعة انساني از جلوه هاي اعتقاد به توحيد است و در نقطة مقابل آن، کثرت گرايي از ويژگيهاي بارز ماده پرستي و شرک به شمار مي آيد.
تاريخ فراموش نمي کند که مردي خداخواه با دستهايي به ظاهر خالي از همه سلاحهاي مادي، نداي وحدت سر داد، انسانهاي مؤمن اجابت گفتند، دنياي پيشرفته با تمام وجود در مقابلش قد علم کرد، صاحبان بزرگترين زرادخانه هاي جهان در حمايت از دشمنانش رسماً و علناً متحد شدند اما «وحدت کلمة ملت» در مقابل اتحادية نيرومند مبتني بر منافع مادي اصحاب قدرت پيروز شد.
در قرآن کريم تشکيل امت واحده به منزلة زمينه و بستر واقعي «سير الي الله» معرفي شده است (ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون) تقابل دائمي جريان حق و باطل در طول تاريخ در تمامي اشکال و سطوح و عوامل و زمينه هاي مختلف آن در نهايت به تقابل همين دو جريان توحيد و شرک باز مي گردد. حضرت امام مي فرمود:
«تفرقه از شيطان است و وحدت کلمه و اتحاد از رحمان است».
ما شاهد آن هستيم که سازمانهاي بين المللي که شعار و فلسفه وجودشان اتحاد ملتها و دولتها و کاهش تنشها و تشنجات بوده است در اغلب موارد، توفيقي به دست نياورده اند و حتي خود به عنوان ابزاري در خدمت تشنج آفريني صاحبان قدرتهاي بزرگ، بکار گرفته شده اند. صدها اتحاديه و قراردادهاي همکاري و پيمان وحدت بين دولتها که در دهه هاي گذشته با تبليغات فراوان، آرزوها و اميدهاي بسياري در گوشه و کنار جهان بوجود آوردند پيش از آنکه اثري قابل توجه بر جاي بگذارند متلاشي شدند و کمکي در حل منازعات و تنشها نکردند.
به نظر من مهمترين رسالت اين گونه مجامع آن است که رابطة تفکي ناپذير ميان اعتقاد به وحدت و لوازن آن با جهان بيني نظامهاي فکري و اصولي عقيدتي و ارزشي و اخلاقي را تبيين کنند.
دير زماني است که در جوامع اسلامي، وحدت مسلمين و اتحاد ميان کشورهاي اسلامي بر سر زبانهاست و احزاب و اشخاص سياسي در بسياري از بلاد اسلامي با همين شعارها قدرت را به دست گرفته و حکومت مي رانند. صدها کتاب و مقاله در اين باب نوشته مي شود و خطبا و گويندگان و نويسندگان بر اهميت و ضرورت آن تأکيد مي ورزند، اما در عمل گامي مثبت و تعيين کننده برداشته نمي شود. به نظر من ريشه اين ناکاميها را بايد در مباني اي جستجو کرد که بدون توجه به آنها همه تلاشها همچنان بي نتيجه خواهد ماند.
به نظر من مهمترين رسالت اين گونه مجامع آن است که رابطة تفکي ناپذير ميان اعتقاد به وحدت و لوازن آن با جهان بيني نظامهاي فکري و اصولي عقيدتي و ارزشي و اخلاقي را تبيين کنند.
مگر مي توان تفکر توحيدي داشت، خداي يگانه را پرستيد، ارادة الهي را در همه اشياء و عالم هستي ساري و جاري دانست، اما در ميان عمل و ارتباط با خلق خدا نسبت به سرنوشت ديگران بي تفاوت ماند؟
مگر مي توان موحد بود و در «سپاه اصحاب تفرقه» قرار گرفت؟! چگونه است که در صدر اسلام وقتي آواي توحيد به گوش جان آنانکه از ظلمت حاکميت شرک و بت پرستي به ستوه آمده بودند مي رسد، عصبيتهاي جاهلي فخر فروشي ها و قوم گراييها و افتخار به عشيره و نام و نسب، فرو مي ريزند و همة آنچه که زمينه هاي اختلاف و تفرقه بودند حتي روابط سببي و نسبي نيز در مقابل اعتقاد به خداي واحد و نور عبوديت رنگ مي بازند و جامعه اي پديد مي آورند که «خير امت» لقب مي گيرد و آنچنان کنوني از وحدت و همدلي تشکيل مي شود که در آن بردگان سيه چردة پابرهنه در کنار رجال برجسته و ذي نفوذ قريش، ارزش و نقشي همسان و بلکه افزون مي يابند و چنان تمدني را پايه مي گذارند که امپراتوري قدرتمند ايران و روم در مقابلش تاب مقاومت نمي آورد؟ و دير زماني نمي گذرد که اقوام و ملتهاي مختلف بدون توجه به مرزهاي جغرافيايي و خصيصه هاي قومي و ملي خويش به استقبال حقيقت مي شتابند. براستي چرا امروز مفهوم امت با همة اهميتي که در «قرآن و سنت» داشته مورد بي مهري قرار گرفته و دوباره، سوابق باستاني، محدودة جغرافيايي و مسائلي از اين قبيل، منافع ملي مسلمانان را به صورت جداگانه و مجزاي از سرنوشت ديگر برادران هم کيش خود تعريف و مشخص مي کنند؟
چنانکه در آغاز سخن از زبان حضرت امام گفتم «تفرقه از شيطان است و وحدت کلمه از رحمان» تاريخ ثابت کرده است که نداي وحدت حقيقي از ناحيه کساني و از سوي فطرتهاي توحيدگراي مردم اجابت مي شود که خود بيش از هر کسي اعتقاد به توحيد را در ميدان عمل تجربه کرده باشند. و چنانکه اشاره کردم لزوم حفظ وحدت، يک حرکت سياسي مقطعي براي تحکيم قدرت نيست.
تلاش براي حفظ وحدت و پرهيز از تفرقه يک واجب عيني است که ريشه در اعتقاد به وحدانيت خالق هستي دارد. اصحاب تفرقه، اصحاب شيطان اند و مناديان و عاملان به وحدت در سلک رحمانيان اند. هرگاه جامعه اي به چنين اعتقادي رسيد وحدت حقيقي شکل مي گيرد و بي تفاوتي نسبت به سرنوشت آحاد امت و تفرقه و نفاق در مقابل حرکت نيرومند امت واحده رنگ مي بازد و اين همان حقيقتي است که انقلاب اسلامي عملاً آنرا ثابت کرد.
تاريخ فراموش نمي کند که مردي خداخواه با دستهايي به ظاهر خالي از همه سلاحهاي مادي، نداي وحدت سر داد، انسانهاي مؤمن اجابت گفتند، دنياي پيشرفته با تمام وجود در مقابلش قد علم کرد، صاحبان بزرگترين زرادخانه هاي جهان در حمايت از دشمنانش رسماً و علناً متحد شدند اما «وحدت کلمة ملت» در مقابل اتحادية نيرومند مبتني بر منافع مادي اصحاب قدرت پيروز شد. روزگاري که انقلاب اسلامي بر دشمن رو در روي خود غلبه کرد و ارکان نظام سلطنت را در هم کوبيد، تعداد گروه هايي که به مقابله با نظام نو پا برخاستند و از ناحية قدرتهاي بزرگ حمايت شدند آنچنان گسترده بود که حتي ذکر نام آنها نيازمند تدوين يک کتاب است.
او در مکتب عرفاني خويش که برگرفته از قرآن کريم و آموخته هاي عارف اکمل، حضرت ختمي مرتبت محمدبن عبدالله (ع) و ائمه طاهرين بود، وحدت حقيقي عالم خلق و امر را براي خويش حل کرده بود و در مشرب فلسفي خود نه تنها از وحدت وجود بلکه حتي در مجامع خصوصي که اهلش حضور داشتند از وحدت حقيقي موجودات سخن مي گفت.
حضرت امام در کتاب شرح چهل حديث که براي استفاده عموم نوشته شده در بيان تاريخي و اخلاقي معنا و ماهيت وحدت کلمه مي فرمايد: يکي از مقاصد بزرگ شرايع و انبياء عظام –سلام الله عليهم– که علاوه بر آن که خود مقصود مستقل است، وسيلة پيشرفت مقاصد بزرگ و دخيل تام در تشکيل مدينة فاضله مي باشد، توحيد کلمه و توحيد عقيده است، و اجتماع در مهام امور و جلوگيري از تعديات ظالمانة ارباب تعدي است، که مستلزم فساد بني الانسان و خراب مدينة فاضله است. و اين مقصد بزرگ که مصلح اجتماعي و فردي حضرت امام وحدت را از سنخ رحمت و محصول مقدماتي دانسته که بدون آنها وحدت حاصل نخواهد شد. او فرموده است: بايد کوشش کنيم که اين رحمت ادامه پيدا کند و کوشش اين است که اولاً الهي شويم، در راه خدا خدمت کنيم، خودمان را فرمانبر از خدا بدانيم و خودمان را از او و به سوي او بدانيم و دنبال همين معنا مسأله دوم که وحدت و انسجام است حاصل مي شود. براي اينکه تفرقه از شيطان است و وحدت کلمه و اتحاد از رحمان است.
حضرت امام در مواضع خويش در باب وحدت به همان اندازه که به ضرورت و اهميت آن سفارش کرده است بر توجه به لوازم آن نيز تأکيد داشت و معتقد بود که اتحاد بدون تحقق زمينه ها و راهبري جامعه بدان سمت شکل نمي گيرد و يا آنکه پايدار نمي ماند.
حضرت امام، در جوامع اسلامي وحدتي را پايدار و مقدس مي دانست که بر محورهاي خدشه ناپذير استوار باشد و مي فرمود:
با وحدت اسلامي تحت تعاليم قرآن مجيد با هم مجتمع باشيم. مهم اين نيست که همه با هم در يک امري مجتمع باشيد و متفرق نباشيد، امر خدا به اين است که همه با هم اعتصام به حبل الله کنيد. انبياء نيامده اند که مردم را در امور با هم مجتمع کنند انبياء آمده اند که همه را در راه حق مجتمع کنند.
امام، وحدت را يک تکليف الهي و وظيفه اي شرعي براي آحاد ملت مي دانست و در اين ميان مسئوليت مضاعف براي علما و روشنفکران و حکام بلاد اسلامي قائل بود و فصلي خاص از پيامهاي عمومي ايشان همواره به همين مهم اختصاص داشت. حضرت امام معتقد بود که براي تحقق وحدت و تحکيم آن مي بايست بهاي لازم پرداخت شود و خود پيشقدم اين راه بود. طبعاً در اين جا مجال بازگوئي فرازهاي منتخب از رهنمودهاي آن حضرت درباره هر يک از ابعاد و مراتب وحدت وجود ندارد.
حضرت امام در مواضع خويش در باب وحدت به همان اندازه که به ضرورت و اهميت آن سفارش کرده است بر توجه به لوازم آن نيز تأکيد داشت و معتقد بود که اتحاد بدون تحقق زمينه ها و راهبري جامعه بدان سمت شکل نمي گيرد و يا آنکه پايدار نمي ماند.
آري انقلاب اسلامي و ره آوردهاي آن حجت را بر ما تمام کرده است. پيروزيهاي امام و نهضت جهاني اسلام مصداقي کامل بر اين کريمة شريفه است که (کم من فئة قليلة غلبت فئة کثيرة باذن الله) حضرت امام بارها در شرايط سخت و به ظاهر نوميد کنندة مبارزه، به ما آموخت و گوشزد کرد که کميتها و آمار عوامل مادي و ظاهري در ميدان تقابل حق و باطل تعيين کننده نيستند، آنچه که مهم و اساسي است آگاهي و بيداري و انگيزه و اخلاص، و عمل به تکليف است. اگر امروز جوامع اسلامي به درستي تشخيص داده اند که چارة دردها و تنها راه حل نجات از بن بستها و عقب ماندگيهاي کنوني، بازگشت به هويت اسلامي خويش و تشکيل دوبارة امت واحده به معناي واقعي آن است، پس هراسي به خود راه ندهيم و مأيوس نباشيم.
بياييد پيشگامان اين جهاد مقدس باشيم. اين ننگ بزرگي است که پيروان پيامبر رحمت و وحدت با جمعيتي انبوه و منابعي سرشار و موقعيتهايي استثنايي در آتش تفرقه و اختلاف بسوزند و دشمنان دين خدا و انسانيت بر اين پراکندگيها بخندند و بر امتي که قرنها طلايه دار تمدن و فرهنگ واقعي بود فخر فروشند و منابع آنان را به يغما برند.
امروز کتاب خدا بي آنکه حتي حرفي بر آن افزوده و يا کاسته شود در ميان فرق اسلامي است، آئين و سنت پيامبر اکرم(ص) منشور هدايت و راهنماي عمل ماست.
قبلة واحد، شعار واحد، نماز و مناسک واحد و صدها شعائر بزرگ اسلامي مورد اعتقاد همه مذاهب اسلامي است که مي توانند محورهايي استوار و جاودانه براي تشکيل امتي نمونه و واحد باشند. مردم، مشکل و گناهي از اين ناحيه ندارند. اين علما و روشنفکران و زمامداران بلاد اسلامي هستند که مي بايست رسالت خويش را در اين شرايط خطير اکتفا کنند.
آمريکا و اسرائيل به چيزي کمتر از محو اسلام و سلطه بر همة بلاد اسلامي راضي نمي شوند. بيائيد به جاي دل بستن به اين پيمانهاي عنکبوتي و سست که تا مرحلة حفظ منافع غاصبان قدس و حاميان آن حمايت مي شوند، به پيمان گسست ناپذير اخوت اسلامي دل ببنديد. بيائيد خاطرة امت واحده را دوباره تجديد کنيد.
من با تأسي به حضرت امام و به سهم خويش اعلام مي کنم: مردم ايران و مسئولين نام جمهوي اسلامي دستهاي خويش را براي عقد اخوت و پيمان وحدت با عموم ملتهاي مسلمان و دولتهايي که منفعت دشمنان دين خدا را بر منافع امت اسلام ترجيح نمي دهند، دراز کرده و آماده اند همچون گذشته بهاي لازم را براي پيشدمي در اين راه بپردازند.
در پايان سخن بار ديگر خود و شما و همة دلسوختگان و مسلمان را نسبت به خطيربودن شرايط کنوني جهان اسلام هشدار مي دهم و اين تذکر رهائي بخش الهي را يادآور مي شوم که:
(واعتصموا بحبل الله جميعاً ولاتفرقوا و اذکرو نعمة الله عليکم ادکنتم اعداءً فالف بين قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخواناً و کنتم علي شفا حفرة من النار فانقذکم منها)
 
مرحوم سيد احمد خميني
 
 


انتهای پیام




نظر شما درباره این مطلب
نام :
ایمیل :
     
 

  
  
کلیه حقوق این سایت متعلق به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان فردوس می باشد.
Powered by Ferdows CMS Version 9.0.5 © 2007 All right reserved. سیستم مدیریت محتوی فردوس